با عرض پوزش در حال بروز رسانی و ارتقاع عملکرد و ظاهر وبسایت میباشم در این حال ممکن است در عملکرد وبسایت مشکلاتی باشد . از صبوری شما سپاسگذاریم

 دریک نگاه

ما با ترجمه کتب و مقالات بروز بین المللی که از غنی ترین و پرفروش ترین کتب و مقالات معتبر آمریکا و اروپا می باشند سعی بر جبران خلاء منابع و آموزش استاندارد برای هموطنان عزیز داریم.

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (5 Votes)

تحلیل قیمت – به روش تایم فریم بالا به پایین

نوشته : لنس بگز
ترجمه : طه صادقی                                   
گردآوردی : احمدرضا جبل عاملی                                  
انتشار : price-action.ir


همان طور که میدانید تحلیل من شامل زیر نظر گرفتن حرکات قیمت به منظور کسب بینشی درباره تمایلات بازار است. با این هدف که تعیین کنم در زمان تحلیل ما چه کسی کنترل بازار را به دست گرفته است، گاوها یا خرس ها؟ همچنین ارزیابی اینکه چگونه احتمال دارد هر کدام از آن دو دسته به تغییرات در بازار پاسخ دهند.
فکر کردم امروز مقاله ای خلاصه و سریع آماده کنم تا یک بررسی اجمالی و نمای کلی از اینکه چطور قیمت را تحلیل می کنم ارایه دهم. آن دسته از همراهان گرامی که با من آشنایی دارند می دانند که من طرفدار پر و پا قرص تحلیل نمودار شمعی هستم. هر چند که تحلیل قیمت بسیار وسیع تر از این است که صرفا مراقب پدید آمدن الگوهای شمعی مورد علاقه خود باشم.
 افراد بسیاری تنها الگوهای شمعی را آموزش می دهند، که این آموزش ها خوب هستند، اما به نظر و عقیده من بعضی از اجزای ضروری را از قلم انداخته اند. اجزایی که یک معامله دقیق نیاز به در نظر گرفتن آنها، پیش از نگاه کردن به حرکت قیمت در هر شمع و میله دارد.
تحلیل قیمت برای من اساسا از تایم فریم بالا به پایین است، با شروع کردن از تایم فریم ساختار بازار ( بنابراین ما ابتدا مقیاس بزرگ را تحلیل می کنیم )، سپس از تایم فریم ساختار به سمت تایم فریم پایین به دنبال روند جاری می آیم، و تنها بعد از آن است که به الگوی حرکت جاری قیمت نگاهی می اندازم، چه از طریق تحلیل کندل استیک یا هر روش دیگری که برای من جواب می دهد.
بنابراین من با دیدگاهی وسیع از بازار کار خود را شروع میکنم، و تا جزییات موجود در میله قیمتی یا الگوی جاری پایین می آیم.
من ترجیح می دهم این عمل را در دو تایم فریم انجام دهم.
در ابتدا ساختار بازار در تایم فریم بالاتر تعریف می شود. من به عنوان یک معامله گر روزانه، نمودارهای یک ساعته را ترجیح می دهم. البته، اگر روش معاملاتتان با من تفاوت دارد می توانید هر دوره زمانی دیگری که مایل هستید را انتخاب کنید. فقط بیاد داشته باشید که تایم فریمی را انتخاب نمایید که بالاتر از تایم فریمی باشد که شما در آن معامله می کنید – توصیه من در نظر گرفتن حداقل ضریبی از 4 برای اختلاف بین این دو تایم فریم است.
سپس در تایم فریم پایین تر (که من آن را تایم فریم معاملاتی می نامم) ساختار بازار را کمی بیشتر تصحیح کرده و حرکت و قدرت روند را تحلیل می نمایم و سپس تمایلات صعودی و نزولی را بر اساس الگوهای قیمتی جاری ارزیابی می کنم.
برای من، تایم فریم معاملاتی نمودارهای 1 دقیقه تا 5 دقیقه می باشد، که بستگی به بازار و نوسان (فراریت) آن دارد، و اینکه قیمت چقدر روان حرکت می کند.
منظور من از ساختار بازار، تحلیل روند و تحلیل قیمت چیست؟
 ابتدا به ساختار بازار می پردازیم:
•    نمودارِ تایم فریم بالاتر را باز کرده و هر ناحیه ای از حمایت و مقاومت های مهم را شناسایی و بطور واضح بر روی نمودار مشخص می کنم.
•    حمایت و مقاومت برای من نواحی از تراکم قیمت گذشته، قله و دره ها (سوینگ ها)، یا گپ ها هستند. این کار شامل هرگونه "حدس زدن" حمایت و مقاومت، از طریق بکار بردن نقاط چرخش قیمتی (پیوت پوینت ها) یا سطوح فیبو ناشی نمی شود. من طرفدار اینگونه تکنیکهای تحلیلی نیستم. البته، اگر این تکنیکها برای شما جواب می دهند، خوشا بحالتان، به استفاده از آنها ادامه دهید.
•    انتظار من در هنگام معامله کردن از حمایت و مقاومت ها این است که احتمال بالاتری از توقفِ صعود یا نزول (stall) یا برگشت قیمت در آنها وجود دارد.
•    سپس تمرکز خودم را بر روی تایم فریم معاملاتی پایین تر قرار می دهم و آن را با شناسایی نواحی حمایت و مقاومت فرعی (مینور) به چهارچوب ساختار بازار اضافه می کنم. (نوعا ما ابتدا به روند جاری نگاه می اندازیم، اما شما اوقاتی پیش می آید که ممکن است نیاز به نگاه کردن به عقب، جایی فراتر از روند جاری تا حرکت قبلی بازار داشته باشید، تا نواحی کاربردی از حمایت و مقاومت را بیابید)
•    در اینجا نیز دوباره حمایت و مقاومت از نواحی تراکم، قله ها و دره ها (سوینگ ها)، یا گپ های قیمت حاصل می شوند. همین نواحی هستند که ثابت شده است که حرکت قیمت را متوقف می کنند یا جهت حرکت قیمت را عکس می نماید. انتظار من از حمایت یا مقاومت فرعی (مینور) احتمال بالاتری از حفظ موقعیت حمایت فرعی (مینور) در یک روند صعودی است، و حفظ موقعیت مقاومت فرعی (مینور) در یک روند نزولی است. ( منظور نویسنده موقعیت های خرید در محدوده حمایت صعودی و فروش در محدوده مقاومت نزولی می باشد )
این توضیحی برای ساختار بازار بود – شناسایی ساده چهارچوب یک حمایت و مقاومت که قیمت در آن حرکت می کند. به همین سادگی!
 با تعیین ساختار بازار، یا چهارچوبی که قیمت داخل آن حرکت می کند، اکنون توجه خود را بر روی روند جاری متمرکز می کنیم. این اتفاق مثل تمام تحلیلهای بعدی در تایم فریم معاملاتی اتفاق می افتد.
•    من تحلیل خودم روی روند را برای شناسایی قدرت آن انجام می دهم. آیا روند قدرتمندانه در حال حرکت است، که در اینصورت می توانیم برآورد کنیم احتمال بیشتری دارد که سطوح حمایت یا مقاومت بعدی را خواهد شکست، یا در حال ضعیف شدن است، که در اینصورت احتمال بیشتری برای شکل گرفتن مانعی توسط همان سطوح حمایت و مقاومت در برابر ادامه حرکت قیمت داریم.
•    ما قدرت روند را با توجه به نزدیک یا دور بودن آن به سطوح حمایت و مقاومت موجود در داخل چهارچوب تعیین می کنیم، و همچنین شواهدی  را از تغییرات در مومنتوم و ولاتیلیتی (نوسان قیمت) بدست می آوریم.
•    آیا موج جاری قیمت، سریعتر یا کندتر از موج های قبلی در همان روند می باشد؟ آیا موج جاری در حال سرعت گرفتن است یا در حال کند شدن؟
•    آیا ولاتیلیتی (نوسان قیمت) در حال تغییر است؟ آیا محدوده حرکت میله های قیمتی در حال افزایش است یا کاهش؟
•    این دسته سوالات در رابطه با تغییرات نوسان (ولاتیلیتی) و مومنتوم می تواند شواهد و مدارکی از تغییر قدرت روند و احتمال برگشت قیمت یا احتمال ادامه آن از طریق یک ناحیه حمایت یا مقاومت در اختیار شما قرار دهد.
•    اگر بخواهید در این موضوع با تجربه شوید، باید برای این کار زمان بگذارید. بارها و بارها نمودارهای قیمتی را برای شناسایی اینکه چگونه تغییرات مومنتوم و ولاتیلیتی (نوسان) بر قدرت ادامه یا برگشت روند پیشی می گیرد بررسی کنید.
در نهایت تنها پس از افزایش قدرت روند، و موقعیت آن در چهارچوب حمایت و مقاومت، آیا نگران حرکت جاری باشم تا از طریق تحلیل شمع های قیمتی تمایلات صعودی یا نزولی (یا بصورت خاص تر پتانسیل تغییر تمایلات) را تعیین کنم؟
این کار کوچک که مازاد بر کارهای دیگر است چه آگاهی بیشتری به من می دهد؟
ذیلا چند مثال در این باره ارایه می شود:
 major resistance

در تصویر فوق وارد شدن به معامله فروش با دیدن یک الگوی برگشتی shooting star صرفا به این دلیل که با شکل ستاره صبحگاهی در میان الگوهای کندل استیکی من همخوانی دارد نیست، بلکه به این دلیل وارد معامله فروش می شوم که قیمت به تازگی یک چرخش در سطح یک مقاومت مهم را پشت سر گذاشته است.
سوینگ جاری قیمت بطور واضح مومنتوم کمتری نسبت به سوینگ (موج) بالایی و سوینگ (موج) پایینی قبلی دارد. و طول کندلها بطور واضح در حال کمتر شدن است. این کاهش محدوده حرکتی کندلها احتمال کمی برای تعهد مورد نیاز از سوی گاوهای بازار برای شکست این ناحیه که احتمالی برای افزایش عرضه می باشد را نمایش می دهد. الگوی ستاره صبحگاهی گواهی دال بر پس زدن (عدم پذیرش) قیمت در آن سطح مقاومتی را ارایه می کند. این وضعیت، معامله ای با ریسک پایین تر با احتمال بالاتر در جهت فروش در اختیار من قرار می دهد.
 major support

در این تصویر فقط بر اساس الگوی برگشتی harami cross، به این دلیل که با شکلharami cross  در میان الگوهای کندل استیکی من همخوانی دارد وارد معامله خرید نمی شوم، بلکه به این دلیل وارد معامله خرید می شوم که قیمت وارد یک حرکت قدرتمند و در حال شتاب گیری به سمت پایین می باشد و همچنین به  همراه افزایش حجم و ادامه حرکت پرسرعت قیمت با فاصله زیادی از میانگین خودش درست داخل ناحیه ای که حمایت مهمی قرار دارد شده است در حال حرکت است. این ناحیه ای است که من انتظار دارم احتمالا باندازه کافی افزایش تقاضا وجود داشته باشد که بر نیروی خرسهای بازار که تمام انرژی خود را صرف ایجاد حداکثر حرکت قیمت به سمت پایین کرده اند غلبه نموده و تمام معاملات فروش را جذب خود نمایند. این ناحیه ای است که اتنظار دارم قیمت مورد حمایت قرار بگیرد. harami cross یک توقف واضح در حرکت سریع قیمت به سمت پایین را نشان می دهد، و به من اجازه استفاده از فرصتی برای ورود به یک معامله کم ریسک خرید، نزدیک به یک ناحیه حمایتی مهم را می دهد.
شاید نتیجه نهایی مشابه باشد، اما حداقل من بر اساس یک ارزیابی منطقی حرکت قیمت به منظور حداکثرسازی پتانسیل، وارد یک معامله با ریسک کمتر و احتمال بالاتر شده ام. در طول کل دوران معامله گری انتظار دارم این روش نتایجی مطلوب تر در مقایسه با این داشته باشد که صرفا بدلیل همخوانی با یک الگوی کندل استیک که از یک کتاب بخاطر می آورم وارد یک معامله شوم.
بسیار خوب، کمی هم به خلاصه کردن آنچه گفتیم بپردازیم. من می دانم این شیوه کار کردن برای آنهایی که با روش من آشنا هستند کمی به تکرار و تمرین نیاز دارد، اما با چشمان بسته تنها به تریگرهای ورود به معامله تکیه نکنید. به این فکر کنید که این الگوهای قیمتی در کجای ساختار بازار اتفاق می افتند.
این ساختار بازار است که مشخص می کند کجا معامله کنیم و تریگر ورود به معامله، چه الگوی کندل استیک باشد و چه شکل دیگری از تریگرِ ورود، به شما زمان ورود را می گوید، و این فقط وقتی اتفاق می افتد که شرایط لازم در ساختار بازار فراهم شده باشد.
درباره این فکر کنید که حرکت جاری قیمت کجای چهارچوب حمایت و مقاومت قرار دارد.
به قدرتِ روند جاری در حال تغییر فکر کنید، یا سوینگ قیمت در حالیکه به این ناحیه از حمایت یا مقاومت نزدیک می شود فکر کنید. نشانه های قدرت و ضعف در روند را از طریق شواهد موجود در تغییرات مومنتوم و ولاتیلیتی (نوسانات قیمت) زیر نظر داشته باشید.
و هرگز فراموش نکنید که همیشه از حد ضرر استفاده کنید، زیرا ضمانتی در کار نیست. این بازی، بازی احتمالات است.


معاملاتتان پرسود
لنس بگز

telegram share

کارگزاری فارابی

جایزه پرایس اکشن

photo 2017 01 31 17 11 41

آموزش پرایس اکشن

بهترین بروکر 1

تلگرام رسمي