دریک نگاه

ما با ترجمه کتب و مقالات بروز بین المللی که از غنی ترین و پرفروش ترین کتب و مقالات معتبر آمریکا و اروپا می باشند سعی بر جبران خلاء منابع و آموزش استاندارد برای هموطنان عزیز داریم.

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (4 Votes)

چهار دیدگاه طلایی در مورد معامله گری بازارهای مالی

نویسنده: نایل فولر

گردآوری: احمدرضا جبل عاملی

ترجمه و نشر: price-action.ir

اوایل هفته بود و داشتم به ایمیل هایی که از معامله گران دریافت کرده ام فکر می کردم؛ آنها در مورد اینکه چطور باید در بازارهای بورس موفق باشند گیج و خسته بودند. و آن زمان بود دریافتم که بسیاری از معامله گران ، بیش از حد به معامله گری فکر می کنند و در نتیجه فرایند معامله و پول درآوردن در بازار برایشان بشدت پیچیده می شود بنابراین به نوشتن هر آنچه که به عنوان یک معامله گر بازارهای بورس آموخته بودم شروع کردم . بعد از نوشیدن پنج فنجان قهوه غلیظ ، نوشته هایم را در چهار برداشت معاملاتی خلاصه کردم که فکر میکنم کاملا به دردتان بخورد.

موفقیت در معامله بازار های مالی ، با داشتن ثبات و استمرار تعریف می شود

یکی از چیزهایی که در طول فکر کردن های آغشته به کافئین من ، ناخودآگاه به ذهنم رسید این بود که بسیاری از معامله گران تازه کار بازارهای مالی ، به سادگی و از همان گام اول فشاری بیش از حد به خود وارد می کنند. به نظر می رسد که همه درست همان اول میخواهند یک معامله گر حرفه ای شوند درحالیکه این خواسته ، قطعا هدفی باشکوه و واقع گرایانه نیست ، اینگونه نیست که فرض کنید به سادگی در همان گام اول می توانید به عنوان یک معامله گر، یک زندگی تمام وقت داشته باشید.

فکر میکنم بهتر است یکبار از خودتان بپرسید «چه ایرادی دارد که من هرماه درآمدم را اضافه کنم؟» صادقانه چه ایرادی دارد؟ به نظر می رسد بسیاری از معامله گران تازه کار از اینکه هر ماه مقداری درآمد اضافه کسب کنند تا درآمد ماهانه خود را از کارهایشان تکمیل کرده یا به تدریج حساب های معاملاتی خود را رشد دهند راضی نیستند. اندیشیدن به اینکه میتوانید شغلتان را رها کنید و پس از یک ماه که در بازارید از کنار ساحل معامله کنید شبیه به این است که فکر کنید میتوانید عمل قلب باز را بدون دوره های آموزشی ، در مدرسه پزشکی انجام دهید. اصرار دارم بدانید که فرصت های موفقیت شما به عنوان معامله گر بازارهای مالی بسیار با ارزش تر است. ولی اگر بپذیرید که کندتر و کوچک تر ولی با ثبات بیشتر، پول به دست آورید تا اینکه سعی کنید بدون آموزش و شکیبایی یا پشتیبانی مالی، حرفه ای شوید.

مثال قدیمی « لاک پشت و خرگوش » یک قیاس خوب برای معامله گری است. لاک پشت در پایان ، برنده مسابقه می شود چون کند ولی باثبات است درحالیکه خرگوش تصمیم میگیرد چرتی بزند و همین باعث می شود تا تمرکزش را از دست بدهد. اگر شما در معامله گری تمرکز خود را برای داشتن ثبات از دست بدهید و درعوض به اصطلاح ، قماری کنید که سرانجامش مشخص است، مطمئن باشید که نسبت به معامله گرانی که با واقع گرایی و ثبات بیشتری کار می کنند ، معامله هایتان را با ضرر به پایان خواهید رساند.

معامله خوب باید بدون دردسر باشد

یک نکته کنایی در مورد معامله این است که هرچه بیشتر تلاش کنید، بیشتر تمایل به تقلا خواهید داشت. یک گودال ریگ روان را تصور کنید، هرکسی می داند که وقتی روی این ریگ ها راه بروید چه اتفاقی می افتد؛ سریع فرو می روید، درحالیکه اگر بایستید ، فرصت بیشتری برای بیرون آمدن از آنجا برای خود خواهید خرید.

معامله گرانی که بر استراتژی و سیستم معاملاتی خود تسلط دارند و آنها که نهایتا خیالشان از خطری که در هر معامله با آن رودررو هستند راحت است، نگرانی و پریشانی بیش از حد ندارند و بنابراین معامله های ایشان ، بی دردسرتر است. اگر یک برنامه معامله گری بازارهای مالی جزئی نگری شده و مؤثر دارید که واقعا پیگیرش هستید؛ پس دقیقا می دانید که در بازار به دنبال چه هستید، در هر معامله چه چیزی را از دست می دهید و راهکارهای ورود و خروج شما در هر معامله چیست. تا وقتی که هرچیزی از پیش تعریف شده باشد، نیازی به تسهیل بخشی آن نیست. و زمانی معاملات شما احساسی و خارج از منطق می شود که با معاملات خود در کشمش باشید.

پروسه ی معامله گری خوب نه تنها نباید بی دردسر باشد، بلکه یک امر خسته کننده ای هم خواهد بود. اگر بیش از حد در هر معامله ریسک نکنید بعید است که احساس هیجان یا ترس به سراغتان بیاید و این واقعا یک نکته خوب است. معامله گرانی که به صفحه مانیتور می چسبند تا هر افزایش ناچیز حرکت قیمت را زیر نظر بگیرند معمولا آنهایی هستند که با پول خود زیاد خطر می کنند. نوسان میان حس رضایت تا ناامیدی شدید یا خشم ، شاخصه یک معامله گر موفق باثبات نیست و اگر شما این هیجانات را در معامله شخصی خود تجربه می کنید بدین معنی است که شما مشغول قمار کردن هستید.

برای موفقیت در معامله گری بازارهای مالی باید با آغوش باز پذیرای باخت باشید.

یکی دیگر از دیدگاه های خیلی مهم که حس میکنم بسیاری از معامله گران از آن آگاه نیستند و یا به سادگی آن را نادیده می گیرند این است که اگر می خواهید در بازار سود کنید، باید بدانید چطور ببازید. هیچ جام مقدسی در سیستم بازارهای مالی وجود ندارد. در واقع حتی موفق ترین معامله گران نیز، تنها حدود 60% معاملات خود را می برند، همین! البته می توانید با بردن درصدهای پایین تری از معاملات خود هم پول به دست آورید. برای نمونه، اگر نسبت سود به ریسکی معادل 1:3 را در همه معاملات خود به دست آورید، و با همین منوال تعداد زیادی معامله انجام دهید تا جامعه آماری بزرگتری داشته باشید، آن زمان حتی اگر 75% معاملات خود را ببازید باز هم سر به سر خواهید شد. بنابراین شما تنها به حدود 26% برد در مجموع کل معاملات تان ، برای پول درآوردن با نسبت سود به ریسک 1:3 نیاز دارید.

تنها در صورتیکه بدانید چطور ببازید.

مثال:

نسبت سود به ریسک = 1:3 ، 100 دلار ریسک در هر معامله ، یک جامعه آماری با 100 ترید

74 معامله ضرر ده × 100 دلار = 7,400 دلار ضرر

26 معامله سود ده × 300 دلار = 7,800 دلار سود

نتیجه = 400 دلار سود نهایی ، تنها با 26% معامله سود ده

نکته ای که در این مثال ، برایتان سوال برانگیز است چیست؟ نکته این است که می توانید بیش از بردتان ، ببازید و همچنان در بازار پول در بیاورید. در واقع ، اگر نسبت سود به ریسک 1:2 یا بیشتر داشته و 50% معاملاتتان را ببرید ، باید درآمد خوبی داشته باشید. دلیلی که باعث می شود بسیاری از معامله گران پولشان را از دست بدهند این است که آنها به سادگی حاضر به باخت های کوچک نیستند و یا کاملا پذیرای خطر و ریسک در هر کدام از معاملات خود نیستند.

شما باید وارد هر معامله ای که فرض می کنید ممکن است ضررده باشد بشوید ، چون ممکن است درآن معامله ببازید و ضرر کنید! این، دلیل دیگری است که چرا روش های تنظیم حدود سود و ضرر و فراموش کردن آنها تا این حد تأثیرگذار است . این روش به شما می آموزد که مسئولانه ببازید. حقیقت درمورد بازارهای معامله گری مالی این می باشد که شما قرار است ببازید ، مهم نیست چه می کنید، قرار است ببازید . پس باید با روشی حساب شده و درست انجامش دهید، در غیر اینصورت کار شما به تغییر بیشتر حد ضررها از نقطه ورود و اجازه دادن به بزرگ شدن ضرر معاملات زیان ده کوچک منتهی خواهد شد.

همچنین جابجا نمودن حد ضرر برای سر به سر شدن معامله نیز اغلب به درستی انجام نمی شود. بسیاری از معامله گران فقط از ترس ضرر، سربه سر می کنند. این دلیل نادرستی برای سر به سر کردن است. جابجا نمودن حد ضرر برای سر به سر شدن معامله واقعا باید زمانی انجام شود که یک معامله، دست کم یک برابر یا بیشتر در خطر ضرر ده شدن باشد، نه در نزدیک ترین زمان ممکن. من به ندرت معامله ام را سر به سر می کنم چون کاملا پذیرفته ام که باخت بخشی از بازی است و اینکه هر معامله ای می تواند باخت داشته باشد، شما اگر می خواهید در دراز مدت سودی به دست آورید، باید با آغوش باز پذیرای باخت باشید. پس واقعا لازم است تا بپذیرید که باخت هایی خواهید داشت تا بیش از آن به دست آورید. معامله گری تنها زمانی برایتان دشوار می شود که مدام در کشمکش بوده و از باخت خودداری کنید.

منتظر فرصت مناسب برای حمله باشید.

آخرین نکته که در زمان آخرین فنجان قهوه به آن فکر می کردم این حقیقت بود که مهم تر از هر ویژگی معامله گرهای موفق بازارهای مالی ، شکیبایی مهم ترین نکته است. ساده تر بگویم، هر معامله گر موفقی ، شکیباست و اهمیت شکیبایی را درک می کند.

باید به معامله کردن خود مثل یک شیر در حیات وحش فکر کنید؛ به آرامی به سوی شکارتان پیش بروید ولی گام هایتان مطمئن باشد. شیرها سعی نمی کنند همه گله گورخرها را در یک زمان واحد بگیرند ولی در عوض تمام شرایط را می سنجند و سپس ساده ترین هدف را می یابند که عموما همان ضعیف ترین هدف است. این دقیقا همان چیزی است که وقت معامله باید انجام دهید، باید بازار را مطابق برنامه معامله گری تان تحلیل کنید و تنها الگوها و موقعیت های معاملاتی ای را انتخاب کنید که « به عنوان شکار ، ضعیف ترین عضو گله » هستند.

آخرین نکته ای که می خواهم بگویم این است که وقتی معاملات خود را آگاهانه و به دور از معامله کردن های بیش از حد انجام می دهید؛ درواقع از سرمایه موجود در حساب معاملاتی تان مراقبت می کنید تا آن را برای موقعیتی های "واضح" که احتمال برد بالاتری دارند استفاده کنید. روشن است که همه اینها بر این بنیان استوار است که شما بدانید دقیقا در بازار به دنبال چه هستید، بنابراین اگر در یک دوره سیستماتیک معامله گری، آموزش ببینید و در یک زمان در یک استراتژی استاد شوید، زمان بهتری برای معامله شکار ضعیف خواهید داشت. و از این شاخه به آن شاخه پریدن و تعویض مکرر روش ها و سیستم های معاملاتی تان بدون آموزش رسمی یا دارای ساختار مشخص در تضاد با قواعد اصولی معامله گری است. اگر خواهان این هستید که واقعا یاد بگیرید در بازار دنبال چه باشید، من موقعیت های مهم و با احتمال موفقیت بالا را در پرایس اکشن به شما می آموزم ولی باقی آن به عهده خودتان است که برای انضباط و صبر کافی تمرین کنید.

telegram share

کارگزاری فارابی

بهترین بروکر 1

جایزه پرایس اکشن

آموزش پرایس اکشن

تلگرام رسمي