دریک نگاه

ما با ترجمه کتب و مقالات بروز بین المللی که از غنی ترین و پرفروش ترین کتب و مقالات معتبر آمریکا و اروپا می باشند سعی بر جبران خلاء منابع و آموزش استاندارد برای هموطنان عزیز داریم.

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (4 Votes)

الگوهای رفتاری که معامله گران را تخریب می کند – قسمت اول

نویسنده : برت استنبارگر

گردآوری : احمدرضا جبل عاملی

ترجمه و نشر : price-action.ir

با وجود این که من مشاوره یا مربی گری خصوصی برای برای معامله گران جزء اجرا نمی کنم، شاید اجتناب ناپذیر باشد که معامله گران پس از مطالعه کتاب من درباره روانشناسی برای گرفتن مشاوره با من تماس بگیرند. هر از چندگاهی من پروژه ای با موضوع کار با گروهی از معامله گران را بر می دارم زیرا فرصتی در اختیار من قرار می دهد تا اشکالات و مسائل را دیده و امور روانشناسی را برای بهبود بخشیدن بازدهی معامله گری آنان بکار ببرم. در چند سال گذشته، تخمین می زنم که پرسشنامه های حاوی صفات شخصیتی را جمع آوری کرده و به بیش از یکصد معامله گر مشاوره داده ام.

این نمونه ای با اندازه معقول می باشد، و بینشی ارزشمند درباره ذهن های معامله گران و الگوهای خطا که در معامله گری آنها تداخل ایجاد می کند در اختیار من قرار می دهد. در متن زیر به رئوس مطالبی که از این پرسشنامه ها و مصاحبه ها با افرادی که برای گذران زندگی معامله می کنند آموخته ام اشاره می کنم.

  • اغلب مشکلات معامله گری نوعی از اضطراب برای بازدهی هستند. اضطراب بازدهی هنگامی اتفاق می افتد که یک بازدهی که معمولا خودکار است مورد بررسی موشکافانه و وسواسی قرار بگیرد. این توجه به بازدهی تاثیری مداخله گرانه ایجاد می کند، که در آن دیگر بازدهی نمی تواند بطور عادی جریان پیدا کند. چنین اضطرابی برای بازدهی بطور مکرر با بازدهی ورزشی، سخنرانی در جمع، عملکرد جنسی، و آزمون گرفتن تداخل پیدا می کند. هر وقت ترسها درباره نتیجه خروجی یک بازدهی بر خودِ بازدهی غالب شود، نتایج حاصل مستعد آسیب رساندن می باشند.

  • اضطراب بازدهی به همان اندازه دوره هایی از موفقیت در بازار اتفاق می افتد که طی زمانهای بازار خراب اتفاق می افتند. این وضعیت هرگز غیرمعمول نیست که معاله گرانی را بیابیم که در ضرر (صحیح) کردن مهارت دارند، اما کسانی هستند که هنگامی که سود خود را شناسایی کرده و زودتر از موعد کسب سود می کنند هراسناک می شوند (برای مثال پیش از دستیابی به اهداف قیمتی شان). تاثیرات تداخل پیرو رشته هایی از ضرر، ناتون کننده تر از تاثیرات تداخلی ناشی از فشاری نمی باشند که معامله گران هنگام کسب سود احساس می کنند.

  • معامله گران بطور ناخودآگاه در تلاش هستند تا طی معامله گری صحبت منفی با خود را با صحبت مثبت با خود جایگزین کنند. این اشتباه است، وقتی معامله گران در بازار حضور داشته و متمرکز صفحه نمایش نمودار می باشند، هرگز با خود صحبت منفی نکنند.

  • کمال گرایی رایج ترین دلیل اضطرابِ بازدهی در میان معامله گران است. معامله گران تمایل به این دارند که دستاورد محور بوده و اغلب آماده هستند اهداف بلند بالا برای خودشان قرار دهند. این اهداف بازدهی، به ایجاد تنش در هنگامی که اهداف بدست نمی آیند کمک می کنند. بطور کلی، جایگزین کردن اهداف بازدهی با اهداف فرآیند، منطقی بنظر می رسد. بجای قرار دادن یک هدف برای کسب 250000 دلار سالانه، یک معامله گر باید، برای مثال، یک هدف برای پیروی از طرح معامله گری ( ورودها، حجم معاملات و خروج ها ) در 90% موقعیت ها قرار دهد. کمال گرایی منجر به معامله بیش از حد ( آور ترید ) می گردد. معامله بیش از حد رایج ترین دلیل ضررها در بین معامله گرانی که با آنها مصاحبه کرده ام است.

  • معامله گران وقتی بیش از حد معامله می کنند که فشارهای درونی برای کسب سود را احساس کنند که این فشار، معامله گر را برای دیدن آنچه در بازارها در حال حاضر در حال اتفاق افتادن است کور می کند. معامله در زمان کم بودن نوسان بازار، معامله در خارج از طرح معاملاتی یا خارج از نقاط قوت، معامله برای جبران ضرر، و معامله با حجم بزرگ و با بی احتیاطی مثالهایی از معامله بیش از حد هستند.

  • معامله گرانی که بر اضطراب بازدهی در یک سطح از حجم معاملاتی (برای مثال 5 قرارداد یا 5 لات) تسلط دارند، به مجرد اینکه بطورمعنی داری حجم معامله شان را افزایش دهند (برای مثال 50 قرارداد) مجددا بطور مکرر با این موضوع برخورد خواهند نمود. ما بطور معمول احساسات خود را با مقادیر دلاری که بدست آورده یا از دست می دهیم می سنجیم. این کار معامله با پنجاه قرارداد (50 لات) را برای معامله گران بسیار سخت تر از یک معامله 5 قراردادی (5 لاتی) می کند.

  • معامله گران اغلب فکر می کنند مشکلات روانشناسی بدتر از آنچه فکر می کنند دارند. وقتی الگوهای اضطراب بازدهی با معامله گری برای دوره زمانی قابل توجهی تداخل ایجاد کرد، معامله گران اغلب متقاعد می شوند که دارای مشکلات احساسی ریشه ای هستند که نیاز به روان درمانی فشرده و شدیدی دارند. اغلب، خود ادراکی کسی که آسیب دیده است، که از نظر احساسی با آن فرد تطبیقی ندارد، مشکلی بزرگتر از خود اضطراب بازدهی است، که مساله ای بسیار حل شدنی است.

برای مطمئن شدن، مسایلی غیر از آنهایی که مربوط به ترسهای مربوط به بازدهی هستند وجود دارند که می توانند با معامله گری تداخل ایجاد کنند. بسیاری از این مسایل در کتاب من شرح داده شده اند. نکته منحصربفرد درباره اضطراب بازدهی این است که این اضطراب می تواند به همان اندازه ای که به معامله گران مبتدی ضرر وارد می کند، معامله گرانی بسیار موفق را را آزار دهد. این به دلیل آن است که بخش اعظمی از دلیل اضطراب - کمال گرایی – تمایل به نشان دادن خود در اغلب افراد دستاورد-محور و موفق دارد. حقیقتا این مساله شمشیری دو لبه است.

جایی بین حدود بالای فشار بازدهی و تنبلی حاصل از خود راضی بودن نقطه رضایتی وجود دارد که معامله گران می توانند بدون تخریب نتایج شان بر روی خود-بهسازی متمرکز شوند. معامله گری شبیه قرار ملاقات گذاشتن است: شما خواستار منطقی نگاه داشتن انتظارات اولیه هستید، از این قرار ملاقات ضمن اینکه در جریان است لذت ببرید، و از این موقعیت به مجرد اینکه به پایان رسید نکات خوبی بیاموزید. در مقاله دوم ، نگاهی به استراتژی هایی خواهم انداخت که معامله گران می توانند از آن برای غلبه بر فشارهای بازدهی استفاده ببرند.

telegram share

کارگزاری فارابی

بهترین بروکر 1

جایزه پرایس اکشن

آموزش پرایس اکشن

تلگرام رسمي