با عرض پوزش در حال بروز رسانی و ارتقاع عملکرد و ظاهر وبسایت میباشم در این حال ممکن است در عملکرد وبسایت مشکلاتی باشد . از صبوری شما سپاسگذاریم

 دریک نگاه

ما با ترجمه کتب و مقالات بروز بین المللی که از غنی ترین و پرفروش ترین کتب و مقالات معتبر آمریکا و اروپا می باشند سعی بر جبران خلاء منابع و آموزش استاندارد برای هموطنان عزیز داریم.

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (3 Votes)

الگوهای رفتاری که معامله گران را تخریب می کند – قسمت دوم

نویسنده : برت استنبارگر
ترجمه و نشر : price-action.ir

مطالعه قسمت اول

سناریوهای رواشناسی زیر را در نظر بگیرید:

•    یک دانشجو نیاز به گذراندن امتحان نهایی دوره آناتومی بمنظور تکمیل موفقیت آمیز سال اول تحصیلش در مدرسه پزشکی دارد. بدلیل اینکه چندین امتحان اولش را به اصطلاح عامیانه بصورت ناپلئونی گذرانده است، نمره کل دوره اش ، وابسته به امتحانات نهایی می باشد. همچنانکه زمان امتحان اصلی نزدیک می شود، این دانشجو متوجه می شود بطور فزاینده ای نگران آزمون است . بخصوص وقتی نمونه سوالات آزمون تمرینی را درست پاسخ نمی دهد. این نگرانی ، خواب او را نیز مختل می کند ، و همه این اتفاقات به نوبت و به آرامی منجر به این می شوند که خستگی از ادامه دادن، جلوی او را برای انجام درست کار بگیرد. با همین شرایط او در آزمون شرکت می کند، او خسته و عصبی است و بسیاری از سوالات را که اغلب آنها با دومین حدس درست بودند پاسخ نمی دهد.

•    یک خانم جوان هرگز در موقعیت های سخنرانی اش در جمع ، ناراحت نبوده است، اما حالا از او خواسته شده است تا مهمترین سخنرانی در دوره کاری اش را ارائه دهد. نتیجه سخنرانی اش می تواند تفاوت بین جذب یک مشتری عمده برای شرکتش در برابر از دست دادن آن مشتری در مقابل رقیب باشد. در طول این مذاکره، او عنوان می کند که اعضای ارزیابی و داوران شرکتی که از آنها تعریف می کند، توجه خاصی به دیدگاه وی ندارند. این وضعیت بطور ناگهانی، نگرانی او را افزایش می دهد، و به شدت تلاش می کند تا سخنرانی اش را جالبتر کند. وقتی او جایگاهش را در مذاکره از دست می دهد، دستپاچه شده و سخنرانی اش را با لحنی تردیدآمیز به پایان می رساند.


•    یک بازیکن بسکتبال ، بیشترین امتیاز را برای تیم کسب کرده است، اما یک بازی را با گل نکردن 5 پرتاب اول آغاز می کند. تیم مقابل با دو بازیکن در برابر او دفاع می کنند، و او برای پرتاب بسوی سبد با دید باز، با مشکل روبرو می شود. با تعیین اهمیت اینکه حل این مشکل در دستان خودش است، تصمیم می گیرد تا به قلب دفاع تیم مقابل نفوذ کرده و خطا بگیرد. در مقابل، داور از او دو خطا می گیرد. حالا با ترس از این که بخاطر خطاهایش از بازی بیرون برود، در جستجوی راهی برای پرتاب با کمی بیشتر فاصله گرفتن از محیط پر ازدحام می باشد. وقتی پرتاب ها نتیجه ای نمی دهد، دیگر به دنبال پرتاب نخواهد بود و دو پاس سرگردان و منحرف را می دهد.
•    معامله گری که چندین معامله پشت سر هم دارد و از آنها احساس اطمینان می کند، حجم معامله اش را برای سود بیشتر بردن افزایش می دهد. پوزیشن در ابتدا به نفع او حرکت می کند، اما وقتی سفارشات بزرگ ، بازار را به پایین می برد، به سرعت سود او به ضرر تبدیل می شود. با فشاری که پوزیشن در ضرر به او وارد می کند، متوجه می شود که تمام سود حاصل از معاملات قبلی را بر سر ضرر این معامله از دست داده است. او مجبور می شود تا دوباره حساب خود را شارژ کرده و مجددا وارد بازار شود. تنها برای جبران ضررش  با وارد شدن به بازار در موج دوم فروش قیمت . او اکنون اینطور احساس می کند که وارد معامله ای بدون سود شده است و با تردید ، به همراه کاهش حجم شروع به معامله می کند. زمانی که بازار بسته می شود آن روز و آن هفته اش با ضرر بسته می شود و بخاطر اطمینان بیش از حد پس از کسب سودهایش، حس یک آدم احمق به او دست می دهد.

شکی نیست شما نیز می توانید الگویی نظیر مثال های بیان شده بیابید. هر شخص در یک موقعیت مربوط با بازدهی/کارآیی قرار دارد که آن فرد فشار مربوط به موفق شدن را تجربه می کند. از دیدگاه فرد، آن موقعیت از اهمیت متمایزی برخوردار است و اکنون او بر روی نتایج بازدهی متمرکز شده است، نه فقط بر روی خود بازدهی. تمرکز بر روی نگرانی و  تمرکز بر روی نتیجه بازدهی ، عنصری رایج را در پشت پرده کل موضوع تولید می کند که اسم آن نگرانی است. چنین نگرانی ای تنها مشکل رایج معامله گری می باشد که من در مصاحبه هایم با معامله گران با آن روبرو شده ام.

چطور معامله گران می توانند سطح نگرانی شان درباره بازدهی را کاهش دهند؟ در ادامه به چند استراتژی که من آنها را موثر یافته ام اشاره می کنم:

1.    هنگام فکر کردن درباره معامله گری، بر روی اهداف پروسه تمرکز کنید، تا اینکه بر روی سود و ضرر تمرکز کنید – معامله گران علاقه دارند تا اهدافی برای خودشان قرار دهند، با اینکه اغلب این کار را هم انجام نمی دهند، اهداف پولی به ایجاد فشارهای غیرضروری منتهی می شود. اهداف با تاثیرگذاری بالاتر، آنهایی هستند که بر روی فرآیند معامله گری متمرکز شوند، مانند محدود کردن ضررها با دو پیپ (اگر اسکلپر هستید یا باقی ماندن در معامله تا زمانی که قیمت به حد ضرر تریل شده برخورد کند) . یک چهارچوب ذهنی این است که " اگر من در جهت درست وارد معامله شوم، سود خودش خواهد آمد. " این مقدار زیادی از فشار را از روی بازدهی بر می دارد.

2.    گامهای افزایش ریسک را تحت کنترل درآورید. ریسک باعث بزرگنمایی روانی در موقعیت های مختلف می شود. و به مقدار زیادی فرصت ها را برای فشار ناشی از بازدهی افزایش می دهد. یک پرتاب غلط در نخستین دقیقه یک بازی بسکتبال مشابه پرتاب اشتباه در ثانیه های پایانی یک رقابت تنگاتنگ است، اما بین این دو تفاوت روانی بسیار بزرگی وجود دارد. معامله گرانی که تلاش می کنند حجم معاملات خودشان را بطور یکجا افزایش دهند، سریعا متوجه می شوند که همان معاملاتی که با حجم کمتر به راحتی سود میکرده اند را پس از افزایش حجم ناگهانی، تحت تاثیر احساسات و خارج از برنامه معاملاتی دست به تغییر حدسود و ضررها زده و همان معاملات را با ضرر خارج می شوند. افزایش تدریجی حجم معامله برای فردی که از نظر روانی آمادگی ندارد بسیار موثرتر از افزایش ناگهانی است.

3.    از صفحه نمایشگر فاصله بگیرید. گفتگو با خودتان در طی دوره های اضطراب از نداشتن بازدهی، پردازش دقیق اطلاعات بازار را دچار اختلال می کند. زیرا بخشی از مغز مسئول درک و اقدام پیش از فعال شدن الگوهای بازار می باشد. پس بسیار بهتر است که دور از صفحه نمایش باشید و مجددا روی آنچه بازار در اختیار شما قرار می دهد متمرکز شوید تا اینکه  کورکورانه از روی ترس های فردی عمل کرده و موقعیتی که پیش از این هم مشکل بوده است را شروع به تحلیل و تفسیر کنید.

4.    تمرین و تکرارهای ذهنی را بکار ببرید تا موقعیت های تهدید کننده را بشناسید. این شاید تنها تکنیک موثری باشد که من برای کاهش و از میان برداشتن ترسهای بازدهی یافته ام. با بکار بردن تصورات هدایت شده برای روبرو شدن مکرر با موقعیت های تهدید کننده و تمرین و تکرار ذهنی درباره اینکه چطور یک نفر مایل به پاسخ دادن در برابر آن موقعیت است، هنگامی که آن موقعیت ها بوقوع می پیوندد، آن فرد می تواند بخش بزرگی از استرس را از میان بردارد. هدف از این تمرین اغلب روبرو شدن با ترسهای بازدهی در ذهن شما است که پاسخ ذهنتان در مقابله با استرس تبدیل به پاسخی خودکار می شود، مانند یک الگوی عادت گونه.

5.    قید و بندهای تمرین و عادت های ذهنی برای حالات ذهنی ایده آل و مشخص. این یکی از بهترین استراتژی هایی می باشد که در کتاب من به آن پرداخته شده است. با یادگیری این که با تصور کردن و قرار دادن یک نفر در حالتی از آرامش و تمرکز غیرمعمول، و سپس با تکرار تمرین استراتژی های مقابله با استرس برای موقعیت های تهدید کننده، یک معامله گر می تواند ارتباطی بین حالت ذهنی و پاسخ مقابله با استرس ایجاد کند. وقتی موقعیتی از نظر بازدهی باعث استرس در شخص شده است ، تمامی نیازهای معامله گر انجام این کار است که حالت ذهنی تمرین شده و رفتارهای مقابله با استرس که بیش از حد آموخته شده اند خود را نشان خواهند داد. برای مثال، اگر شما بطور مداوم از نظر ذهنی یک استراتژی را برای باقی ماندن در معاملات برنده، ضمن حفظ تمرکزی همراه با آرامش را تمرین کنید، کسب آرامش دوباره در طول معامله برنده،  منجر به فراخوانی خود گفتاری و رفتار مربوط به باقی ماندن در پوزیشن می شود.

6.    یک چک لیست ذهنی را پیش از معامله تهیه کنید. از بین بردن انتظارات کمال گرایی در آغاز روز کاری می تواند مسیر طولانی را در کاهش فشارهای مربوط به بازدهی طی کند. هر زمان کلمه "باید" درباره معامله گری وارد تفکر یک نفر گردد، زمان عقب کشیدن از بازار است. "بایدها" شامل تقاضاهای داخلی برای ایجاد مقدار مشخصی از پول یا سود، برای معامله کردن با تکراری خاص، برای برگرداندن سرمایه ای که از دست رفته، برای ورود کامل به بازار و غیره است. بدلیل اینکه اضطراب بازدهی اغلب ریشه در تقاضاهای درونی بیش از حد دارد، قرار دادن و تصریح اهداف منطقی معامله گری در تمام روز کاری می تواند راه طولانی در کاهش فشارهای ناشی از بازدهی را طی کند.

7.     این را تمام زندگی تان کنید. هنگامی که چیزی از همه جهات اهمیت پیدا می کند، فشارهایی که همراه بازدهی می آیند بطور نمایی افزایش می یابند. معامله گرانی که برای گذران زندگی معامله می کنند و آنهایی که چیز دیگری در زندگی شان در حال اتفاق افتادن است بطور خاصی در برابر اضطراب بازدهی آسیب پذیر هستند. اگر معامله گری تمام زندگی شماست و درست از آب در نمی آید، شاید اینطور احساس کنید که دنیای شما در حال از هم پاشیدن است. با سرمایه گذاری در موقعیت های بسیار، معامله گران می توانند کسب اطمینان کنند که کاهش سرمایه های اجتناب ناپذیر و دوره های رکود معامله گری اعتماد به نفس آنها را مختل نخواهد نمود. من نمی توانم با قدرت کافی تاکید کنم که: اکثریت معامله گرانی که متقاعد شده اند که مشکلات روانشناسی یا الگوهای اعتیادآور معامله گری را بطور ریشه ای شناسایی کرده اند، در حقیقت گرفتار دور و تسلسل باطل تقاضای درونی کمال گرایانه، افزایش فشار بازدهی، ایجاد شدن اضطراب، بازدهی مختل شده، و تقاضاهای درونی مجدد برای جبران ناکامی شده اند. بعد از مدتی، معامله گرانی که در چنین سیکلی گرفتار شده اند شروع به شک کردن درباره این می کنن که آیا موفق خواهند شد یا خیر. با پرداختن به مشکلاتشان از مبدا ایجاد آنها – انتظاراتی که فشار بازدهی ایجاد می کنند – معامله گران اغلب می توانند خودشان را در دوره ای که بطور شگفت انگیزی کوتاه است به حالت مطلوب بازگردانند.

telegram share

کارگزاری فارابی

جایزه پرایس اکشن

photo 2017 01 31 17 11 41

آموزش پرایس اکشن

بهترین بروکر 1

تلگرام رسمي