دریک نگاه

ما با ترجمه کتب و مقالات بروز بین المللی که از غنی ترین و پرفروش ترین کتب و مقالات معتبر آمریکا و اروپا می باشند سعی بر جبران خلاء منابع و آموزش استاندارد برای هموطنان عزیز داریم.

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (5 Votes)

درمان مختصر (قسمت دوم)

نویسنده: برت استنبارگر

گردآوری: احمدرضا جبل عاملی

ترجمه و نشر: price-action.ir

 مطالعه قسمت اول

بازيگر ايده آل های خود شدن

من در يک اتاق انتظار نشسته بودم و در حال مطالعه يک مجله پرطرفدار بودم، قتی به نقل قولی جالب از مل گيبسون بازيگر/كارگردان رسيدم، مصاحبه كننده به اين موضوع اشاره كرد كه بسياری از هنرپيشگان در فيلم اخير ايشان "آخرالزمان" هيچ تجربه قبلی در اجرای نقش نداشتند. مصاحبه كننده پرسيد آيا كار كردن با آنان به عنوان يک كارگردان تجربه سختی بود؟

پاسخ گيبسون اين بود كه آن طورها هم سخت نبود. ايشان اصرار داشتند که برای ياد دادن ادای نقش به یک شخص، چيزی كه نياز به انجام آن داريد نشان دادن چگونگی نفس كشيدن آن احساسی است كه در تلاش برای به تصوير كشيدن آن دارند. آقای گيبسون تاكيد نمود، اگر هنرپيشگان بتوانند هدف تنفس شان را تغيير بدهند، می توانند وارد حالتهای احساسی شوند كه مورد نياز همان نقش است.

مطمئنا، من موافق تمام توضيحات قبلی گيبسون نبودم، اما در اين يكی بطور ويژه ادراكی برای من رخ داد. رويكردهايی برای درمان كوتاه مدت وجود دارند كه هدفمندانه اضطراب مشتری را با روبرو كردن او با الگوهايی از اجتناب، مقاومت در برابر تغيير و حالات تدافعی افزايش می دهند. تحت شرايط احساستِ تشديد شده (به خصوص اضطراب) افراد به خاطرات، بصيرت و ديدگاهی دسترسی پيدا می كنند كه وقتی برای نخستين بار وارد دفتر من شدند دارای آنها نبودند. روانشناس با تغيير حالت ذهنی و بدنی يک فرد، آگاهی آنها را نيز تغيير می دهد.

درباره پدیده "اضطراب آزمون" فكر كنيد. يک دانشجو می تواند به سختی برای يک آزمون مطالعه نمايد، اما تحت تاثیر اضطراب آزمون، تنش و هيجان آن دانشجو بالا رفته و تنش عضلانیش بیشتر شده و افكار منفی به مغز او هجوم می آورند و تنفسش سطحی تر می شود. با در نظر گرفتن توضيحات گيبسون، آن دانشجو به معنای واقعی با اتخاذ حالت ذهنی و فيزيكیِ فرد مضرب، حالتی در بيم و اضطراب را به اجرا می آورد. به مجرد این که اين حالت ایجاد شود دانشجو ديگر به آنچه قبلا می دانست دسترسی نخواهد داشت.

اين، حالتی را به تصوير می كشد كه ما در آن دسترسی به آنچه می دانيم را تسهيل كرده يا مسدود می كنيم. در نتیجه، آنچه ما در شرایط خاص می دانيم نسبت به حالتی است كه در آن قرار داريم. با درک اين موضوع، ما مانند هنرپيشگان هستيم، كه تنفس، حالت ايستادن، الگوهای حركتی و فرآيندهای فكری مان را برای تصويری قانع كننده تغيير می دهيم. هرچند، هنرپيشگان حالت خودشان را عمدا تغيير می دهند تا نمايش خودشان را خلق كنند؛ ولی وقتی ما حالتمان را تغيير می دهيم، اغلب اوقات بدون آگاهی ضمير خودآگاه ماست.

من اعتراف می كنم كه دسترسی به دانش ضمنی درباره بازارها و الگوهای معامله گری تحت تاثير غيرمستقيم حالاتی كه ما در طول تصميم گيری مان در آنها هستيم قرار دارد. اگر بدن ما نسبتا بی تحرک باشد، تنفس مان سطحی و افكارمان نیز نگران باشند، ما به سختی در حال خلق شرايطی هستيم كه به واسطه آنها ما به طور طبيعی خودمان را به عنوان فردی قدرتمند، مزمئن و تحت كنترل تجربه می كنيم. ما شكست می خوريم زيرا، به طور ناخواسته، نقش فردی بی تاثير را برای خودمان به صورت قانون در می آوريم.

چطور می شد اگر ما حالات ذهنی و بدنی مان را وقتی که به طور موثر در حال معامله گری بوده و حتی آگاهانه تلاش هايی برای دسترسی به آن حالت ها در روز كاری (معاملاتی) انجام می داديم را آن گونه دنبال می كرديم؟ چه می شد اگر ما اظهار نظر گیبسون را دنبال کرده و فرآیندهای ذهنی و فیزیکی مربوط به آن را با موفقیت اجرا می کردیم؟

مدت زیادی قبل، یک روانشناس اجتماعی به نام Kelly یک روش درمانی را ابداع کرد که در آن، او افراد را به جامه عمل پوشاندن به ایده آل هایشان به واسطه بازی یا عمل کردن در نقش فردی که آنها می خواستند باشند تشویق می کرد. او حتی برایشان یک نام، شخصیت و تاریخچه نقشی را که قرار بود به تصویر بکشند را ترتیب می داد.

چیزی که Kelly به آن دست یافت این بود که، همچنان که افراد نقش های خودشان را بازی می کردند، شروع به گرفتن بازخوردهای مثبت کردند. این، به نوبه خود، آنها را تشویق کرد تا اعمال نقش را ادامه دهند، که در نتیجه به نوبه خود بازخوردهای خوب بیشتری را دریافت می کردند. پس از مدتی، آن نقش ها طبیعی تر شدند. مشتریان Kelly نقش هایی را که داشتند بازی می کردند را در درون خودشان حکاکی کردند.

ما اغلب اوقات فکر می کنیم مجبوریم خودمان (افکار و احساساتمان) را به منظور تغییر رفتارمان از نظر درونی تغییر دهیم. اما چه می شد اگر رفتاری بسیار متفاوت را اتخاذ می کردیم و "سپس" مجموعه هایی جدید از افکار، احساسات و تجارب را خلق می کردیم؟ چه می شد اگر، تفسیر کننده شخصیت ایده آل های خودمان می شدیم و در نتیجه به آن ایده آل ها نزدیکتر می شدیم؟

برای آنهایی که مهارت های معامله گری را توسعه بخشیده اند، شاید موفقیت تنها موضوع یافتن حالت ذهنی، فیزیکی و روحی است که در آن دسترسی به آن مهارت ها را بتوان به حداکثر رساند. فضای زیادی برای تجربه شخصی برای معامله گران مایل به کار بر روی خودشان وجود دارد.

برنامه ریزی تجربه شخصی خودمان

در مقاله قبلی، من كاربردهای كوتاه مدت روانشناسی را به عنوان "درمانی برای افراد دارای سلامت ذهنی" شرح دادم. هدف چنين كاری ايجاد تغييرات مثبت است، نه لزوما ريشه كن كردن نقايصِ از قبل موجود. به همين دليل، نخستين قدم در فرآيند تغيير، داشتن بصيرتی از تغييراتی است كه آرزو داريد ايجاد كنيد. با ارتباط بخشيدن اين تغييرات مثبت به حالات متمايز احساسی، فيزيكی و شناختی به يكديگر، ما قادر به اين هستيم كه بازيگر ايده آل های خودمان شويم.

اجازه دهيد حرفم را با استعاره ای كه در كتاب روانشناسی معامله گری بكار برده ام باز كنم. آگاهی شبيه يک تماس راديويی است، و ما آن را روی فركانسهای بسياری انجام می دهيم. هر نقطه، در تماس راديويی حالتی خاص است: تركيبی از تجربه ما از بدن و ذهنمان. آزمون دانش آموز نگران نقاطی در تماسشان دارد كه تفكر منفی، انگيختگیه افزايش يافته، تنفس تند و سطحی و دسترسی كاهش يافته به اطلاعات باقی مانده را در هم می آميزد. لحظات (نقاط) ديگر در اين تماس ممكن است تفكرات منفی، تمركز برای آماده باش، حالت افراشته و تنفس كامل تر بيشتری را در هم بياميزد. هنگام عمل كردن در آن فركانس ها، دانش آموز ما دسترسی كامل به اطلاعات مطالعه شده داشته و كارايی اين آزمون عالی است. آنچه كه می دانيم و كسی كه هستيم مربوط به فركانس هايی از آگاهی است كه ما در حال عمل كردن در آن هستيم.

مساله اين نيست كه بعضی قدم ها در تماس های راديويی ما با منفی بافی برنامه ريزی شده است. بلكه، مساله اين است كه ما نبود كنترل ارادی كامل بر روی خود تماس داريم. ما ايستگاه های راديويی را تغيير می دهيم، تا بدون تمايلی برای انجام اين كار صحبت كنيم. آنچه درمان های مختصر به آن نايل می شود، كنترلی بزرگ تر بر روی انتخاب فركانس های خودمان است: اين فركانس ها به ما كمک می كنند تا تماس هايمان را برگردانيم. اين ايده، در آخر برای اين است تا مربی معامله گری خودمان شويم: جهت توسعه توانايی خودمان برای دستيابی به هدفهايمان.

چه چيزی "ايستگاه های راديويی" را كه تماس ما با آگاهی مان را تشكيل می دهد، خلق مي كند ؟ دو چيز: تجربه مكرری كه الگوهای عادتی ما می شوند و تجربيات احساسی كه به عنوان يک ضربه روحی پردازش می شوند. درست مانند بعضی ايستگاههای راديويی در تماس های راديويی خودروی ما كه ضعيف می شوند و ديگران سيگنالی قوی را خلق می كنند، بعضی حالات ما ضعيف هستند و بعضی از اين حالات بر اين تماس غلبه می كنند. هرچقدر اين تجربه تكرار شود و هرچقدر اين تجربه قدرتمندتر باشد اين تجربه بيشتر بخشی از طيف آگاهی ما مي شود.

همانطور که در کتاب افزایش کارایی معامله گر تاکید کردم، یک دلیلی که بسیاری از معامله گران شکست می خورند این است که تجربیات احساسی منفی تکراری را برای خودشان خلق می کنند. در واقع، به همین دلیل است که من راهنمای کمک به خود درباره تکنیکهای تغییر رفتاری و شناختی (ادراکی) را به عنوان دو فصل در این کتاب گنجانده ام. معامله گران به سادگی تمام می توانند خود را در حال انجام فراوانی هایی که نمی خواهند تجربه کنند بیابند، تماس های آنها بدون رضایت و کنترل آنها تغییر می کند. و تمام چیزی که لازم است تا فرکانس های آگاهی مان را تغییر دهیم، اغلب اوقات، تغییری ساده در یک عنصر از فرکانس خودمان است: تغییر در تعداد کمی از افکار منفی، یک تغییر در الگوهای قرار گیری بدن (زبان بدن) یا نفس کشیدنمان، تغییر در احساسات زودگذر. آنهایی عامل تحریک هستند که کنترل ما بر روی تجربیاتمان را کاهش می دهند.

در حالی که تکنیکهای رفتاری و شناختی (ادراکی) مذکور به شدت ارزشمند هستند، این نیز اهمیت دارد که قادر به برنامه ریزی لحظات حساس و جدید خودمان در ارتباطمان با آگاهی باشیم. روش انجام این کار تمرین و تکرار الگوهای مثبت فکری و رفتاری ضمن اینکه در حالتی متمایز از نظر احساسی فیزیکی قرار دارید است. این یکی از سریع ترین و قابل اتکاترین روشها برای ایجاد تغییر می باشد.

برای مثال، اجازه دهید بگوییم رفتار مورد علاقه شما برای مدت بیشتری باقی ماندن در معاملات برنده است. شما ممکن است از نظر ذهنی سناریوهای مختلف بازار برای باقی ماندن در معاملات را تمرین کنید، با تاکید بر اینکه چقدر شما در نایل شدن به این هدف هیجان زده، شاد و سودمند هستنید، در حالی که شما خود را در طول تمرین شدید روی تردمیل مجبور به ادامه دادن می کنید. با تنظیم شیب تردمیل و سرعتی مناسب، شما با سرعتی آهسته دویده و ضربان قبل خود را افزایش خواهید داد. با تکرار، شما به هدف و مزایای احساسی آن وابسته شده و حالت بدنی شما ارتقا خواهد یافت. این سیگنالی به شدت قدرتمند در تماس رادیویی شما خواهد بود. سپس، پیش از معامله و در طول زمان های استراحت در معاملات، تمام آن چیزی که لازم است انجام دهید برگشتن بر روی تردمیل است. فعال سازی تغییر حالت در بدنتان تغییر مورد نظرتان در تماس برای آگاهی را تحریک خواهد نمود. شما با تحریک عمدی مدارک و شواهد مربوط به این رفتار، به رفتاری که آرزویش را دارید دسترسی خواهید داشت.

ایجاد تغییر، مستلزم تعهد بسیار بیشتری در مقایسه با متعهد شدن ساده به مثبت فکر کردن یا تصویربرداری مثبت در سر خود است. اگر شما حالت آگاهی تان و توانایی تان در تغییر آگاهی خودتان را تغییر ندهید هر روز شنوای برنامه ای مشابه خواهید بود. یادگیری چگونگی تغییر حالات منفی موفقیتی بسیار بزرگی است. جایی که رشد بزرگی اتفاق می افتد، هرچند در یادگیری چگونگی ایجاد حالات مثبت جدید، در تبدیل شدن به برنامه ریزان تجربه خودمان باشد.

telegram share

کارگزاری فارابی

بهترین بروکر 1

جایزه پرایس اکشن

آموزش پرایس اکشن

تلگرام رسمي