دریک نگاه

ما با ترجمه کتب و مقالات بروز بین المللی که از غنی ترین و پرفروش ترین کتب و مقالات معتبر آمریکا و اروپا می باشند سعی بر جبران خلاء منابع و آموزش استاندارد برای هموطنان عزیز داریم.

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (3 Votes)

اهمیت استراتژی خروج از معامله – قسمت پنجم (آخر)

نویسنده: لنس بگز
گردآوری: احمدرضا جبل عاملی
ترجمه و نشر: price-action.ir
 مطالعه قسمت چهارم

بر اساس اطلاعاتی که ما در بخش های 1 و2 درباره شان بحث کردیم، اکنون بیایید درباره روش من و درباره مدیریت خروج برای معاملات کوتاه مدت روزانه بحث کنیم.

بهترین روش انجام این کار، نخست در نظر گرفتن این است که، هدف من از معامله گری چیست؟ بازار انتخابی من چطور حرکت می کند؟ و من چه نیازهای روانی را در رابطه با مدیریت معاملات و خروج هایم باید درنظر بگیرم.

نخست اینکه، در تلاشم به چه چیزی از طریق معاملات روزانه دست پیدا کنم؟

هدف نهایی من درآمد مستمر و پایدار است. من بدنبال معاملات رویایی نیستم. اگر چنین چیزی بدست آورم عالی می شود، اما هدفم این نیست.

من برای درآمد داشتن معامله می کنم. من می پذریم که هر روز ختم به سود نخواهد شد، اما قطعا هدفم برای سودآوری هفتگی است، و مطمئنا برای هر ماه هم اینطور است. پس نمی توانم منتظر حرکاتی بزرگ در بازار باشم. من نوسانات کوچک را معامله می کنم، و در جستجوی درآمد ثابت هستم.

خب، در توسعه استراتژی خروج من، ما نیاز داریم که یک نیازمندی را برای درآمد مستمر در نظر بگیریم. این بدان معنی است که درصد بالای معاملات برنده، و کنترل ریسک سخت گیرانه، هر دو عواملی مهم در طراحی استراتژی خروج من هستند. با مقداری تفاوت، معامله گران اغلب این نیازمندیها را با هم فراهم نمی کنند. در حالیکه درصد بالاتری از معاملات برنده اغلب با بزرگتر شدن حدضررها به دست می آیند. این برای من که تا حد ممکن نیاز به پایین نگه داشتن ریسک دارم، امکان ندارد. با این حال من راضی هستم که طبیعت ستاپ های ترجیهی من، با بودن در نواحی حمایت و مقاومت، عموما برای ورودی با احتمال بالاتر اطمینان ایجاد می کنند. همینطور حدضررهای من می توانند به اندازه ای که حرکت بازار اجازه دهد قرار داده شوند. بعلاوه بمنظور حداقل ساختن ریسک، هیچ معامله ای نمی تواند شغل معامله گری من را به خطر بیاندازد. نسبت میانگین سود/ضرر باید تحت کنترل باشد طوری که میانگین ضرر بتواند براحتی مغلوب یک میانگین برد گردد. و هر زیانی بطور مستقل نباید هرگز طوری باشد که معاملات سودآور یک روز نتواند بر آن غلبه نماید.

بازارهای من چگونه حرکت می کنند؟

من کسی را داشته ام که دنبال کننده مقاله هایم بود و اخیرا سوال پرسیده بود که آیا جمله "روند دوست شماست" را باور دارم؟

خب، اگر آن جمله حقیقت داشته باشد پس عقیده دارم قطعا دوستی بسیار بی ثبات است. با عنایت به پایین تر بودن درصد برنده ای که نوعا معامله گنندگانِ روند مجبور به تحمل آن هستند، همچنان که متحمل نوسانات مکرر شده و در انتظار حرکت بزرگ هستند، من معامله در روند را از نظر روانشناسی، برای معامله سخت می بینم.

باور رایجی وجود دارد که بازارهای بین المللی ارزی، واقعا روند خوبی دارند. این در تایم فریم های بلند مدت شاید حقیقت داشته باشد، اما برای تایم فریم های کوتاهی که من در آن معامله می کنم، تجربه من مخالف آن است. این بازارها زمان بسیار بیشتری را در روند خنثی یا حرکت پرنوسان بازار صرف می کنند، تا اینکه روند زیبایی را شروع کنند. البته، وقتی آنها روند خودشان را شروع کنند، این می تواند حرکتی عالی را در بر داشته باشد.

خب، با توجه به آنچه دیدگاه من درباره بازارها و تایم فریم هایی که در آنها معامله می کنم است، نیاز به یک استراتژی خروج دارم که تکیه اش بر روندهای در حال گسترش نباشد. شاید بعد از آن، برای من اهداف قیمتی از قبل تعیین شده، استراتژی بهتری باشد.

اما درباره روانشناسی من، داستان به چه صورت است؟ چه نیازهایی را لازم است ارضا کنم؟ و آیا آن نیازها مطابق با اهداف من و دیدگاه من از بازارها هستند؟

نخست اینکه، من از زیان کردن متنفرم، اما حتی بیشتر از آن از زیان های غیرضروری متنفرم. پس وقتی سیستم بگوید از معامله خارج شو، به منظور حصول اطمینان از اینکه زیان مورد نظر، بیشتر از ضرورت نیست، بلافاصله زیان را قبول می کنم. تحت هیچ شرایطی نبود انضباط از جانب من که منجر به زیانی بزرگتر از حدضرر از پیش تعیین شده گردد را نمی پذیرم. بنابراین من به یک استراتژی خروج با تعریفی شفاف و واضح، و تمرکز کامل در حین معامله برای حصول اطمینان از اینکه ریسک خودم را در ازای طرح معاملاتی ام مدیریت می کنم نیاز دارم.

دوم اینکه، چیزی بدتر از مشاهده تبدیل یک معامله سودآور به زیان برای من وجود ندارد. اگر قیمت از محدوده ضرر برگردد خوشحال شده و با سود کم یا سر به سر از معامله خارج می شوم. اما اگر معامله ام در سود باشد و برگشته، و من اجازه بدهم وارد ناحیه زیان شود، من در کار مدیریت این معامله موفق نبوده ام. بنابراین شاید من نیاز به در نظر گرفتن حرکت تهاجمی حدضرر جهت سر به سر شدن معامله داشته باشم.

و سوم اینکه، هرچند عاشق سود کردن از تمامی حرکات بزرگ بازار هستم، اما اگر کل حرکت را معامله نکنم، زیاد نگران این موضوع نیستم. اگر معاملات سودآور مستمر را در هر یک از نقاط ورود با احتمال بالا از روند گرفته باشم، خوشحال هستم.

تمام این سه نیازمندی روانشناسی مطابق با اهداف و دیدگاه من درباره جهت بازار هستند، همانطور که قبل تر شرح داده شد، اشاره به یک استراتژی، شامل کنترل ریسک سخت گیرانه، حرکت تهاجمی، حد ضرر برای سر به سر شدن معامله و خروج از معامله در اهداف قیمتی از پیش تعیین شده دارند.

در نتیجه، نیازمندی های عمومی برای یک استراتژی خروج که اهداف من، دیدگاه من درباره بازار و نیازهای روانشناسی من را ارضا کند برقرار شده است، بیایید کمی با جزییات بیشتر به این موارد نگاه کنیم.

مدیریت حد ضرر اولیه

1- حد ضررهای اولیه باید تنگ باشند، اما بالاتر از نوسان های معمول بازار، که بطور ایده آل بسته به حرکت بازار یا بالاتر از سوینگ بالا/پایین یا در high/low کندل ورود قرار داده می شود. موقعیت حد ضرر باید چنان باشد که اگر قیمت به آن نقطه رسید، پس ستاپ معاملاتی ویا زمانبندی صحیح نبوده است، و من واقعا تمایل به خروج از معامله داشته باشم. اگر بازار به خوبی جریان نداشته، و هم پوشانی کندلی چشمگیری وجود داشته باشد، حدضررها را چند پیپ بیشتر در نظر بگیرید تا به حرکات جزیی بازار اجازه کمی مانور و رخنه در ناحیه حد ضرربه اندازه یک یا دو پیپ را بدهید.

2- طبیعت ورودهای من اینطور است که، اگر معتبر باشند، باید به سرعت در جهت مورد نظر من حرکت کنند. بنابراین، به منظور حداقل ساختن اندازه میانگین ضرر خودم، می توانم خروج از معامله ای پیش از حد ضرر تعیین شده را در ازای قوانین حرکت قیمت یا حد ضررهای زمانی ، طبق موارد ذیل در نظر بگیرم:

الف) اگر حرکت قیمت نشان دهد که ستاپ من ممکن است دیگر اعتباری نداشته باشد من پیش از لمس شدن حد ضرر از معامله خارج می شوم. این شامل هرگونه توقف قابل توجه در حرکت قیمت یا از بین رفتن شتاب حرکتی قیمت، یا نشانه هایی از یک برگشت احتمالی می باشد. اگر قیمت دوباره ستاپی برای ورود ایجاد کند، من همیشه می توانم دوباره وارد شوم، اما بهتر است برای ورود دوباره ای معتبر، خارج از بازار منتظر بمانم، تا اینکه فقط امیدوار باشم که ورود حال حاضرم درست عمل کند.

ب) اگر در هر مرحله ای درباره اعتبار سیگنال ورودم شک کنم، خارج شده و دوباره موقعیت را مورد ارزیابی قرار خواهم داد، تا اینکه منتظرباشم قیمت به حد سود یا حد ضرر بخورد.

ج) پس از گذشت هر دوره منطقی زمانی بدون اینکه قیمت به موقعیتی سودآور دست یابد (معمولا سه کندل، اما بسته به حرکت قیمت انعطاف پذیر است) من، خروج یا اگر قیمت اجازه دهد تنگ کردن حد ضرر را لحاظ می کنم.

د) با توجه به خروج زودهنگام، معاملات بر خلاف جهت روند بیشتر تهاجمی تلقی می شود.

مدیریت خروج مداوم

    حرکت تهاجمی حد ضرر برای سر به سر شدن به مجرد اینکه قیمت کاهش مومنتوم (شتاب) را از خود نشان دهد انجام می شود. اگر قیمت تنها کمی وارد شد، در صورتی که حرکت قیمت اجازه دهد، تنگ کردن حد ضرر به سمت سر به سر شدن معامله را در نظر داشته باشد. هر دوی این اقدامات ممکن است منجر به خارج شدن شما توسط بازار در یک برگشت، پیش از حرکت قیمت در جهت مورد نظر شما شود. موردی نیست، من این را می پذیرم. با خارج شدن، می توانم هدفمند ستاپ ورود را دوباره مورد ارزیابی قرار دهم، و اگر مناسب و قابل اجرا بود دوباره وارد شوم. و اگر شانس ورود مجدد را بدست نیاوردم، و قیمت بدون من حرکت کرد، مهم نیست. من این موقعیت را از دست دادم، اما خروج، کار درستی بود که می توانستم انجام دهم. برگشت قیمت می توانست براحتی در جهت مخالف ادامه یافته، و من را با ضرر بزرگتری از بازار خارج سازد. من ریسک خودم را به حداقل رساندم. بخوبی معامله را به سرانجام رساندم.

    معاملات بر خلاف جهت روند، با توجه به حرکت زودهنگام حد ضرر یا سر به سر کردن معامله، کارهایی تهاجمی تر تلقی می شوند.

بخش های چندگانه

    با ارضای نیازمندی ها برای درآمد مستمر، استراتژی خروج مقدماتی من از طریق یک هدف قیمتی از پیش تعیین شده می باشد. اگرچه با معامله کردن چند بخشی برای هر معامله، به خودم انعطاف پذیری بیشتری را عرضه می کنم.
    بخش یک همیشه با یک حد سود انجام می شود. موقعیت هدف قیمتی من انعطاف پذیر و وابسته به ارزیابی من از حرکت قیمت است، اما نوعا وابسته به ناحیه بعدی حمایت یا مقاومت اصلی یا جزیی خواهد بود.
    بخش دوم معامله شامل یکی از موارد ذیل می شود:

الف) در بازاری با حرکات نرم، این بخش از طریق تریلینگ حد ضرر (Trailing Stop) و قرار دادن آن بالاتر/پایین تر از سوینگ های پایین/بالا مدیریت خواهد شد، تا بخشی از آن سودهای اضافه را حفظ کنیم. تعیین موقعیت حد ضرر بر مبنای تایم فریم های پایین تر حرکت قیمت را در نظر داشته باشید.

ب) در بازاری خنثی، یا بازاری پرنوسان (چه دارای روند باشد چه نباشد)، بخش دوم را از طریق تعیین هدف در سطح قیمتی خارج می شویم، نوعا هم این سطوح قیمتی سطوح حمایت یا مقاومت اصلی یا جزیی خواهند بود.ظاهرا بازار در حدود 70% موارد روند ندارد. بنابراین این روشی پیش گزیده برای خروج است. تریلینگ حد ضرر (Trailing Stop) باید تنها وقتی استفاده شود که بازارها بطور واضح و با حرکات نرمی، روند داشته باشند.

    اگر قیمت حرکتش در نایل شده به هر هدف قیمتی متوقف شود، بخش اول را می توان در هر زمانی خارج شد. به بخش دوم باید فرصت بیشتری برای دستیابی به هدفش داد، یا با یک خروج سر به سر بخش دوم را ببندیم، هرچند اگر حس کنم معامله، برتری خود را از دست داده است، شاید از معامله هم خارج شوم.

انتشار اخبار اقتصادی

    پیش از انتشار هرگونه خبر اقتصادی که در آن انتظار هرگونه نوسانی می رود، یا معاملاتتان را ببندید، یا اگر معاملاتتان در سود خوبی قرار دارد، فقط حد ضرر را به اندازه کافی تنگ کنید تا سودتان تضمین شود. اگر احتمال نوسان شدیدی می رود (برای مثال در طول انتشار خبر NFP، یا هر خبری مربوط به تعیین نرخ بهره)، اهداف سود بخش دوم را شاید بتوان از معاملات حذف کرد (به عبارت دیگر جلوی سود معامله را باز بگذاریم).
    2.اساسا همینطور است. کاملا آسان است، و قابلیت انعطاف پذیری چشمگیری برای اینکه اجازه تغییرات احتیاطی بر پایه احساسات من از جریان حرکت بازار داده شود را دارد.
    من موارد سلب مسئولیت را که پیش از این هم در دیگر مقالات یادآور شده بودم تکرار خواهم نمود. این استراتژی خروج همانی است که تاثیرگذارترین استراتژی برای من است. اما لزوما سودمند ترین استرتژی نیست. در حقیقت آزمون من از معامله کردن بخش دوم پوزیشن ها نتایجی با اعداد کمی بهتر را نشان می دهد، هرچند این استراتژی بهینه سازی شده است تا با روانشناسی من که نیاز به این سودهای منظم دارد تطبیق داشته باشد.، مهم نیست این سودها چقدر کوچک باشند. من به این استراتژی علاقه دارم، این استراتژی برای من جواب می دهد. تضمینی وجود ندارد که این روش معامله گری مناسب فرد دیگری هم باشد، یا در حقیقت حتی برای شما هم بتواند سوددهی داشته باشد. با تمام این اوصاف، بخش هایی از این مقاله را که مورد علاقه شماست برداشته و بیازمایید تا ببینید که به استراتژی شما می خورد یا نه. کلمه کلیدی در اینجا "آزمودن" است. هرچیزی را قبل از بکار بردن در دنیای واقعی بیازمایید.
    در این روش چند بخشی نیز روشهای متعددی وجود دارد، بنابراین همان روشی را که به شیوه کار شما تناسب دارد استفاده کنید. و صرفا آزمودن خود را محدود به خروج چند بخشی نکنید. چرا در زمان نزول از قیمتی مشخص اقدام به خرید در هر بخش با قیمت های متفاوت نکنید؟ (کم کردن میانگین قیمت خرید)
    امیدوارم ارزش این مقاله را فهمیده باشید. مایلم برای پایان دادن به سخنانم از چهار معامله گر فوق العاده که در کمک به شکل دادن باورهای من درباره مدیریت و خروجهایم از معامله، از طریق به اشتراک گذاشتن چندین نقل قول از کتابها یا وب سایت هایشان تاثیرگذار بوده اند یاد کنم:

لري ويليامز در كتاب "رازهای بلندمدت برای معاملات كوتاه مدت":

    "بر اساس تحقيقات و تجربه من، من سيستمی با باوری قدرتمند و سودآور را توسعه داده ام: من بر اين باورم که معامله ای كه اكنون درگير آن هستم زيان آور خواهد بود....زيانی بزرگ."
    "هر زيان بزرگی كه من در معاملاتم داشته ام (و منصفانه بيشتر از سهم خودم داشته ام) از اين باور ريشه گرفته است كه معامله جاری من سود بزرگی به همراه خواهد داشت، بنابراين از قوانين بازی پيروی نكرده ام. سیستم باورم را تطبيق ندادم كه اين معامله به احتمال زياد، زيان آور خواهد بود، و شما اطمينان داريد كه از خودتان محافظت خواهيد نمود!"

مایک رید، برگرفته از مقاله های عالی در وب سایت ایشان، و کتاب ایشان "تعبیر طمع":

    "نگرانی شما "محدود کردن ضرر" است. من در معامله گری بیشتر مراقب این هستم تا چیز دیگری."
    "هر معامله گر موفقی که با او دیدار داشته ام ، روشی برای خروج زودهنگام از معاملات زیان ده داشته."
    "مهم نیست چه راهی را انتخاب می کنید، تشخیص و خروج از زیان کلید معامله گری است."
    هرگز دوباره اجازه ورود به زیان را ندهید. این به معنی خروج کمی (یا خیلی) زودهنگام از اغلب معاملات است. شما فقط باید با این قضیه کنار بیایید. جستجو برای سود رویایی (طمع) معاملات شما را تباه خواهد نمود. فرمول مکانیکی وجود ندارد که از آن اطلاعی داشته باشم، (مانند، "انتقال حد ضرر به نقطه ورود پس از سه پیپ یا سه تیک ورود به سود")، که جواب هم بدهد. باید حسی برای چگونگی حرکت بازار در آن لحظه ایجاد کنید، و حس خودتان را برای کاهش هدف قیمتی یا پیش بردن حد ضررتان بکار ببرید. این حس حاصل تجربه است."
    "به عبارت ساده، وقتی موقعیت سودده از بین رفت، از معامله خارج شوید!"
    به مجرد اینکه وارد یک معامله شدم، با معامله می مانم، زیرا موقعیت سوددهی را تشخیص دادم، و زمان شروع به حرکت می کند. معامله باید خیلی زود در جهت من حرکت کند. نمی توانم فرض کنم که حق با من است و اجازه دهم بازار بر خلاف من حرکت کرده و به این حرکت خود ادامه دهد فقط به این دلیل که می خواهم حق با من باشد. بجای این کار، بازار باید به سرعت ثابت کند که ورود من صحیح بوده است، و در جهت من حرکت کند، یا فرض می کنم که حق با من نبوده است، و ازپوزیشن خارج می شوم. شما باید فرض کنید اشتباه کرده اید، و از معامله خارج شوید. شما باید فرض کنید اشتباه کرده اید تا زمانیکه خلاف آن اثبات شود."

لری کانرز و لیندا راچکه، از "هوشمندان خیابانی":

    "هدف اصلی از هر معامله حداقل سازی ریسک است تا حداکثرسازی سود."
    "بخاطر داشته باشید که در معاملات کوتاه مدت و سیستم های معاملاتی مکانیکی، توزیع سود نامتوازن است. اغلب سودهای ماه شاید نتیجه صرفا دو یا سه معامله بزرگ باشد. اکثر زمان ها سودهای تکی تکی ممکن است کوچک به نظر برسند، اما مهمتر از آن زیان ها نیز باید کوچک باشند."
    "اگر زیان های خودتان را در هر معامله در مقدار حداقل نگاه دارید، 80% مبارزه را برده اید."
    "وقتی ثروت بادآورده ای بدست می آورید بطور دلپذیری غافلگیر شوید، اما هرگز بدنبال "سود بزرگ" نباشید. بازار تصمیم خواهد گرفت چه مقدار سود در اختیار شما قرار دهد. شما تنها می توانید تصمیم بگیرید که چقدر زیان خودتان را محدود کنید."
    "مهارت واقعی از دست ندادن سرمایه است."
    "شاید چیزی بعنوان استراتژی خروج بی نقص وجود نداشته باشد، اما وقتی سودی در کار است، باید سودهایتان را شناسایی کنید، حتی اگر به معنی خارج شدن از بازار حاصل از یک نوسان کوچک باشد. افراد به ندرت تمایل به تمرکز کردن بر روی این موضوع دارند که واقعا سرمایه شان را به حال خود رها کرده و هرگز به دیگر معاملاتی که خروج از آنها کار درستی بوده نگاهی نیانداخته اند."

telegram share

کارگزاری فارابی

بهترین بروکر 1

جایزه پرایس اکشن

آموزش پرایس اکشن

تلگرام رسمي